مقاله حاضر، دیدگاه متفکران مسلمان در تبیین خاتمیت را بررسی میکند و هدف از آن دستیافتن به تبیینی صحیح از خاتمیت بهدلیل بحثهای دامنهدار در بین متفکران معاصر است. ازبین دیدگاههای موجود، دیدگاه شهید مطهری، اقبال لاهوری و دکتر سروش بررسی شده است. نوع منابع استفاده شده در مقاله حاضر کتب و آثار این متفکران و برخی منابع مربوط به دیدگاه آنها به روش توصیفی است. از بررسی دیدگاهها در تبیین خاتمیت روشن میشود که متفکران مسلمان دیدگاههای متفاوتی در تبیین خاتمیت ارائه کردهاند. شهید مطهری با منتفیدانستن علل تجدید نبوتها، خاتمیت را تبیین میکند و بهنظر میرسد صحیحترین دیدگاه در این مورد باشد که براساس آن، راز خاتمیت در جاودانگی و تکامل اسلام است و ارکان آن مبتنی بر وضع خاص قانونگذاری اسلام، استعداد پایانناپذیر کتاب و سنت و بهویژه عنصر اجتهاد در اسلام است. اقبال لاهوری معتقد است که در دوره جدید بهدلیل بهکمالرسیدن عقل استقرایی بشر، نیازی به دستورات بیرونی وحی نیست. این استدلال، تام نیست. دکتر سروش با ارائه سه تفسیر متفاوت از خاتمیت، گاهی راز خاتمیت را تجربه تفسیرنشده پیامبر (ص) میداند. بههمیندلیل وحی را زنده و انسانها را هر لحظه از آن بهرهمند میداند. گاهی خاتمیت را بهمعنای استغنا از وحی و گاه بهمعنای برداشتن عنصر مأموریت و ولایت از تجارب دینی و بسط تجربههای پیامبرانه عنوان میکند که همه این تفاسیر، اشکال دارد و متناقض است.